در حال صحبت با هم کلاسی دوره فعلی تحصلیمم که از قضا دوست های صمیمی و نزدیکی بهم هستیم و برام از دوستای خوب این دوره زندگیمه،
برمیگرده و میگه اولین دفعه که دیدمت هیچ ازت خوشم نیومد
ازت اسمت و پرسیدم و تو با فامیل خودت رو بهم معرفی کردی،
در جوابش میگم:
اتفاقا منم در نگاه اول ازت خوشم نیومد
با خودم گفتم از این دختراس که کلاس میزارن و برات فیس و افاده میان...
دفعه اولم نیس که بعد از شناخت دیدم به فرد مورد نظر گاه تا 180 درجه هم چرخیده...چقدر تفاوته بین برداشت زود هنگاممون از آدما و شناخت کامل
.
.
پایان نامه نوشت:هنوز وصل نشده به سیستم لابراتور حجم نت اکانت هم
آزمایشگاهیم که دست منه تموم شد و تا سر ماه باز بی سیستم شدم
فک کنم دچار دوگانگی شخصیت شدم جدیدا،
آخه کی جز من پیدا میشه هم از یه خواننده خوشش نیاد هم مدام آهنگ هاش رو گوش کنه
شروع به کارای پایان نامه که میکنم آلبوم اعجاز گوگوش رو هم پلی میکنم
هر بار هم با اعتراض خواهری مواجه میشم
فقط میگم باور کن منم ازگوگوش خوشم نمیاد
البته ناگفته نمونه من حتی خواننده هایی که صداشون رو میپسندم بازم فقط تراک هایی از آهنگ هاشون رو گوش میکنم که متنشون هم باب میلم باشه
و در حال حاضر سه نقطه این آلبوم گوگوش رو در اوردم
بالاخره با کمک این دوست هم آزمایشگاهیمان موفق شدم به سیستم لابراتور وصلشم...این یعنی از این به بعد مانعی برای انجام کارام ندارم
دیشب اول کار سراغ دیتاستم میرم برای انتقال دادنش به سیستم لابراتور...کپی میکنم اما سرعت انتقال به شدت پایینه...نزدیک به چهار ساعت میگذره نت خونمون یه لحظه قطع و وصل میشه و کپی کردنم کنسل میشه...دوباره وصل میشم و روز از نو روزی از نو
کلافه میشم به این دوستم پیام میدم و شرح گزارش میکنم و ازش راهکار میخوام...
متوجه کلافگیم میشه،میخنده و میگه من با بدتر از این چیزا واسه پایان نامم مواجه شدم،
همین یه جمله کافیه تا آروم بشم،
میبینم حق با اونه واقعا این میتونه ساده ترین مشکل این مسیرم باشه...از حرفش انرژی میگیرم و دوباره پی کارم برمیگردم.
.
چقدر کلمات و نوع بیان میتونه انرژی بخش بشه،
چه تاثیری روی آدما میزاره،
کاش همیشه متوجه اهمیت این موضوع باشیم و همیشه با سبک بیانمون منتقل کننده انرژی مثبت باشیم
دیروز که جوابی از دکتر من باب ایمیلم دریافت نکردم...در حالی که کلی از دستش کفری و کلافه بودم...به هر چیزی فکر میکردم جز این که شاید اصلا هنوز ایمیلم رو ندیده باشه...
اشتباه ما همیشه اینه،یک طرفه به قضیه نگاه میکنیم و تا طرف بیاد از خودش دفاع کنه ما قضاوت و مجازاتش کردیم.
امروز که ایمیل دکتر بدستم رسید فهمیدم که دیروز بی خودی داشتم خودم رو اذیت میکردم و از طرز فکر دیروزم شرمنده شدم،
کاش همیشه تو همه شرایط یادم بمونه،
قضاوت بی جا ممنوع!!!
.
.
از بس بخاطر شرایط این روزا،دستام رو شستم حالت اگزومایی پیدا کرده دیشب پوست پوست و خیلی بد شده بود. تعریف وازلین کامان رو زیاد شنیده بودم عصر خواهری برام خرید.یه بار ازش استفاده کردم قدرت جذب و چربیش خوبه.
نزدیک به 24 ساعت از ایمیلم به دکتر گذشته...این دفعه دومه که جوابی ازش نمیگیرم...چیز زیادی ازش نخواستم فقط میخوام به سیستم لابراتور وصلشم تا بتونم کارای پیاده سازی رو شروع کنم...دلیل جواب ندادنش رو نمیفهمم و کلافه ام از دستش...اگه قراره استاد راهنما این مورد هم نتونه حل کنه پس باید به کی بگم؟
از اون طرف روزا دارن میگذرن و وقتم برای آماده کردن کار به منظور دفاع کمتر و کمتر میشه...
دیروز با مدیر گروه جلسه آنلاین داشتیم و گویا انتظار دارن ازمون کارامون رو همچنان تو این اوضاع انجام داده باشیم....
دیشب به یکی از دوستای هم آزمایشگاهی موضوع رو میگم و مثل این که اون دسترسی به سیستم لابراتوار داره،فعلا تنها امیدم اینه که از این طریق بتونم مشکل رو حل کنم و کارا رو پیش ببرم.