زندگی دانشجویی در کنار سختی هایی که با خودش برام به همراه داشته پر از خاطرات و تجربه های جدید هم بوده.بین محل تحصیل و زادگاهم حدود هزار کیلومتر فاصله هست.روزای اول تفاوت بین فرهنگ ها و گویش ها خیلی بیشتر به چشمم میومد ولی حالا بعد از دو سال همه چیز برام عادی تر شده...
هفته اول بود و ترم اولمون به تازگی شروع شده بود یه روز واسه خرید یه سری از وسایل مورد نیاز راهی خیابونا شدم.توی دستم پر از کیسه های خرید بود فقط یه قلم جنس رو این وسط کم داشتم که گویا نایاب شده بود.به چندین مغازه مرتبط سر زدم و سراغ کالای مورد نظرم رو گرفتم ولی از همه فروشنده ها یه جواب تکراری میشنیدم،"دنبال همچین چیزی اینجا نگرد"..."باید بری بالا شهر اینجاها پیدا نمیشه"...
در حالی که کاملا خسته شده بودم به داخل مغازه ای وارد شدم این بار به جای گفتن این که چی نیاز دارم سعی کردم خودم از میان جنس های داخل مغازه کالای مورد نیازم رو پیدا کنم و یافــتمش...
+آقا ایناها از این کُرسی ها میخوام...
-خانم این که کُرسی نیست چهارپایه حمامه...کُرسی این جوریه که...
غروب جمعه از دانشگاه برگشتم...توی خونه دوست جونی داخل سالن بساط کُرسی دایر
کرده بودن...سر سفره شام مامان دوست جونی رو به من میگه کُرسی برقی رو
دیدی...و اولین سوالی که میپرسم: مگه برقم داره؟...هر چند خنده حضار رو به همراه داشت ولی بعدا پشت کُرسی برای دقایقی نشستم و همه سوالام رفع شد...
پ.ن 1:کُرسی رو فقط توی تلویزیون و فیلم ها دیده بودم و تمام تصورم این بود که بخاطر گرمای پتو های چند لایش استفاده میکنن.
پ.ن2 :نمیدونم منبع این که به چهارپایه،کُرسی میگیم از کجا شروع شده،در واقع خودمم میدونستم بهش چهارپایه حمام میگن ولی اون قدر با لفظ کُرسی خطابش کرده بودم که اون روز چهارپایه حمام به ذهنم نرسید
روزمره نوشت:از دیروز در حال خوندن کتاب مسلخ عشق ام،موضوعش زیاد به مذاقم خوش نیومده ولی من آدم نیمه تمام رها کردن کاری نیستم...برادرزاده ته تغاری این قدر شیرین شده که دوست دارم از همین فاصله و تماس تصویری دُرسته قورتش بدم خصوصا واسه مَن مَن کردن و بوس فرستادنش
خانمها کرسی رو دوست دارن چون هم گرم و نرمه هم وقتی زیر کرسی میخوابن ، میخوابنا !!!
خواب برای خانمها حُکم تنفس را داره.
خواب زیر کرسی رو تا حالا امتحان نکردم ولی در این مورد که خواب خیلی مهمه موافقم