جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار
جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار

شب بارونی


یادمه بچه که بودم،پارکی سر کوچمون بود که یه دره مانند بزرگی بین دو طرفش بود.هر وقت بارون میگرفت منتظر میشدیم تا شدت بارون کمشه،دسته دسته میرفتیم و اون دره خشکی که حالا مملو از آب بود رو تماشا کنیم.شاید منشا این ذوق به اون روزا و حس و حال خوبش برمیگرده...

یا نه،از شوق پوشیدن چکمه صورتی رنگی که روزای بارونی میپوشیدم و دبستان میرفتم...یا حتی بخاطر زنگ تفریحایی که دست در دست هم میدادیم و توی حیاط زیر نم نم بارون بازی میکردیم...

یا همین سال های اخیر که در حال آماده شدن واسه کنکور بودم،روزای بارونی بین ساعات درسی به خودم 1 ساعتی رو استراحت میدادم و با عمه جان توی شهری که بعد بارون شبنم مانندی رو در و دیوار و گلاش نشسته بود،قدم میزدیم...

حساب همه اینا جدا ولی چیزی که عجیب به دلم میشینه شبای بارونیه...دلم میخواد چراغا رو زودتر خاموش کنم،تو سکوت شب پنهان بشم.فقط و فقط صدای بارون به گوشم برسه،همه وجودم سر و پا گوش بشه تا با بند بند  وجودم حسش کنم.موسیقی بارون عجیب دلنشین و آرامش بخشه.

پ. ن:امشب از همون شبای بارونی قشنگه...هر چند همیشه دوست جونی واسه انجام  کارهای روتین قبل از خواب پیش قدمه ولی امشب از سر شب دوست داشتم تایم خواب برسه.

آخرین ماه سومین فصل سال،سلام

نظرات 4 + ارسال نظر
دلسوختگان سه‌شنبه 4 آذر 1399 ساعت 21:19 https://dlsokhthgan4000.blogsky.com/

گاهی اوقات..
زندگی آن جشنی نیست که آرزویش داشتی،
اما حالا که دعوت شده ای.. برقص!

بلاگر یکشنبه 2 آذر 1399 ساعت 09:20

البته این تمام خواستنهاتون برای هوای بارونی نبود !

خواسته هام رو بردین زیر سوال
البته این قسمت که تو این حال و هوا به هر چیزی که حالت رو خوب میکنه فکر کنی که اصلی ترین قسمتشه

ترانه شنبه 1 آذر 1399 ساعت 06:19 http://taraaaneh.blogsky.com

منهم وقتی شبها بارون میاد دوست دارم زیر پتو قایم بشم.

حس و حال خیلی خوبیه

kilgh شنبه 1 آذر 1399 ساعت 04:14

این نوشته خیلی چسبید.
با صدای بارانی که نی خورد بهکانال کولر خواندمش.

امیدوارم شما هم شب خوبی پشت سر گذاشته باشین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد