جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار
جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار

روزمره نوشت...


کتاب "آبنبات هل دار"، از قفسه کتابخونه روبروم چند روزه توجه ام رو به خودش جلب کرده.صبح از لا به لای کتابا جداش میکنم و کنار دستم جایگذاریش میکنم.یه سر مقاله میخونم و اون وسط مسطا چند صفحه ای هم کتاب ولی خب از شما چه پنهون "آبنیات هل دار" همون طور که از اسمش هم مشخصه خوندنش شیرینتر و جذابتره.

دیروز خریدای اینترنتیم به دستم رسید.یکی دو ساعتی کتاب های زبان دور و برم بودن و هر از گاهی مشامم رو پر از بوی خوب کتاب نو میکردم.از وقتی یادم میاد عاشق این بو بودم بوی کتاب نو،بوی دفتر و لوازم تحریر.

موهام رو دیروز به لطف مامان دوست جونی نوک گیری کردم.حالت تیکه تیکه موهام داره به فرم یکدست میرسه  و حجم موخوره ها هم اون قدر کم شده که به تک و توک رسیده.

امروزم نیمچه بارونی سر ظهر اومد این بار پنجره رو باز کردم و اتاق پر از بوی نم بارون شد.تو حیاط یه گلدون کوچولوی انار هست امروز دیدم یه انار کوچولوی خندون مهمان گلدونه شده و کلی حس قشنگ و مثبت بهم منتقل کرد

نظرات 3 + ارسال نظر
علیرضا یکشنبه 25 آبان 1399 ساعت 12:59 https://malikhulia.blogsky.com/

نویسنده کتاب کی بود؟

مهرداد صدقی

بلاگر پنج‌شنبه 22 آبان 1399 ساعت 08:12

بوی خاک بارون زده را خیلی دوست دارم و امروز هم هوا بارونی هم دارم میرم به طبیعت ،پاییز را بجای همه نفس میکشم !

اصلا گردش تو هوای بارونی یه حس و حال دیگه داره

ترانه چهارشنبه 21 آبان 1399 ساعت 22:45

همیشه دلت شاد و آروم و زندگیت مثل آبنبات هل دار شیرین باشه

ممنونم ترانه جان،بهمچنین عزیزم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد