جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار
جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار

گنجشک کوچولو


تو حیاط خونه داداش اینا تله چسبی برای به تله انداختن موش گذاشته بودن...تا این که دیشب متوجه گیر افتادن گنجشک کوچولویی از ناحیه گردنش به چسب شدیم...گنجشک بیچاره برای آزادیش تقلا میزد...یه سرچی زدم و راه حل آزاد شدنش رو خوشبختانه پیدا کردم؛


 چند قطره روغن را در جایی که بدن حیوان به تله چسبیده است بریزید و به آرامی ماساژ دهید. سعی کنید مقدار روغن حداقل باشد. روغن، چسب را حل می‌کند و کم کم قسمتهایی از بدن حیوان آزاد می‌شود. در قسمت‌های آزاد شده، یک دستمال یا پارچه بین بدن حیوان و تله قرار دهید تا دوباره نچسبد و به کار خود ادامه دهید تا تمام قسمت‌های بدن حیوان آزاد شود. این کار ممکن است چند دقیقه طول بکشد.


.

.


با کمک زن داداش گنجشک رو نجات دادیم و بعد از آب دادن بهش داخل یه ظرف خالی شده ماست براش خونه ساختیم...بی جون بود و درازکش خوابیده بود...

صبح اولین کاری که میکنم زنگ میزنم و احوالش رو میپرسم،

تونسته بود از سر جاش بلندشه و تا باغچه حیاط هم بره...امیدوارم زود زود کاملا خوبشه

.

.

دیشب که دنبال راه حل برای کمک به گنجشک بیچاره بودم...سایت مورد نظر رو که پیدا کردم در مورد این تله های چسبی مطلب زیادی نوشته بود...گفته بود حیوانی که داخل این تله ها گیر میفتن تا چندین روز زنده میمونن  و خیلی از اونا برای نجات خودشون شروع به چنگ زدن قسمت گیر افتاده از بدن خودشون میکنن تا این که در نهایت بخاطر خونریزی میمیرن...

راستش اینا رو که دیدم حتی با وجودی که خودمم از موش چندشم میشه اما دلم به حالشون سوخت...به هر حال اونا هم جاندارن، کاش راه حل بهتری برای دور کردنشون از محل زندگی آدما پیدا میشد...


از دیشب تا به حال این شعر سهراب سپهری توی ذهنم خاموش نمیشه،


من نمی دانم
که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است
کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد