جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار
جاده خیال من

جاده خیال من

دختر بهار

وسوسه


دقت کردین همیشه وقتایی که فرصت کافی برای انجام کاری رو نداری موقعیت اون کار که  دست بر قضا مدت هاست منتظرشی فراهم میشه حالا اگه تو این شرایط نبودی عمرا این فرصته پیش میومد...

همیشه فصل امتحانا دوست و فامیل و آشنا  یادشون میفته جشن  و مهمانی بگیرن...تو رو عروسی دعوت میکنن...تلویزیون برنامه های جذابش رو درست فصل امتحانا پخش میکنه...وقتی  به شرایط عادی برمیگردی همه اونا تموم شده و آثاری ازشون نمونده...

نمیدونم برای بقیه هم همچین شرایطی پیش اومده؟یا فقط من تجربه کردم...واسه من که همیشه این حالت پیش میاد...

نمیدونم حکمتش چیه،

شاید هم چون حسرت استفاده  از اون لحظه ها رو داریم این طور تو ذهنمون هایلات میشه... شاید تو روزای عادی هم برامون بارها این موقعیت ها پیش اومده ولی ساده از کنارش رد شدیم...

.

این مقدمه چینی ها رو کردم که بگم  درست حالا که اول کارای پایان نامه ام...یه کار توی یه شرکت سر کوچمون پیدا شده...از مزایاش نزدیک بودنشه و این که خرج رفت و آمدی هم ندارم...

اما خب،من فعلا پایان نامه ام برام در اولویته،

ولی با این وجود امشب در این مورد به شدت وسوسه شدم و فکر موقعیت کاری پیش اومده کلی  ذهنم رو قل قلک کرد...

.

 و در پایان امیدوارم که تصمیم درست رو  گرفته باشم.


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد